تبلیغات


صفحه اصلی Test Image صلوات حضرت فاطمه Test Image نماز حضرت فاطمه Test Image زیارت حضرت فاطمه Test Image استغاثه هایی به حضرت فاطمه Test Image حرز حضرت فاطمه

پایگاه اطلاع رسانی حضرت فاطمه زهرا (کوثر) - آیا فقط تهدید به آتش زدن خانه انجام گرفته است؟

ای منتقم پهلوی بشکسته زهرا / تا چند بگویند علی یار ندارد / بر حاشیه برگ شقایق بنویسید / گل تاب فشار در و دیوار ندارد

 

 

آمار بازدیدكنندگان
كل :

آیا فقط تهدید به آتش زدن خانه انجام گرفته است؟

 

طرح شبهه:

آنچه در روایات ثابت است عدم اثبات سوزاندن خانه حضرت زهرا (رضى الله عنها) توسط حضرت عمر فاروق (رضى الله عنه) و بسنده نمودن حضرت عمر فاروق (رضى الله عنه) به تهدید مصلحت آمیز، است.

در هیچ جاى روایات صحیح به سوزاندن خانه حضرت زهرا (رضى الله عنها) تصریح نشده است و اگر تهدید محض بمثابه‌ سوزاندن خانه حضرت زهرا محسوب مى شود؛ پس تهدیداتى که از رسول اکرم (ص) نقل شده است، باید به حقیقت حمل شود. چنانکه مى‌فرماید:

إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُحَرِّقَ قُرَیْشًا.

خداوند به من دستور داده تا قریش را بسوزانم.

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای261هـ)، ج 4، ص 2197، ح2865، بَاب الصِّفَاتِ التی یُعْرَفُ بها فی الدُّنْیَا أَهْلُ الْجَنَّةِ وَأَهْلُ النَّارِ، كتاب الإیمان، بَاب بَیَانِ الْكَبَائِرِ وَأَكْبَرِهَا، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

عن أبی هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال وَالَّذِی نَفْسِی بیده لقد هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِحَطَبٍ فَیُحْطَبَ ثُمَّ آمُرَ بِالصَّلَاةِ فَیُؤَذَّنَ لها ثُمَّ آمُرَ رَجُلًا فَیَؤُمَّ الناس ثُمَّ أُخَالِفَ إلى رِجَالٍ فَأُحَرِّقَ علیهم بُیُوتَهُمْ وَالَّذِی نَفْسِی بیده لو یَعْلَمُ أَحَدُهُمْ أَنَّهُ یَجِدُ عَرْقًا سَمِینًا أو مِرْمَاتَیْنِ حَسَنَتَیْنِ لَشَهِدَ الْعِشَاءَ

قسم به ذاتى که جانم در دست اوست، قصد کرده‌ام تا دستور به جمع‌آورى هیزم دهم سپس مؤذن را بگویم تا اذان دهد و شخصى را براى امامت مردم مقرر نمایم و خود به خانه‌ متخلفان بروم و خانه ‌هایشان را بر آنان آتش زنم.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 1، ص 231، 618، كتاب الْجَمَاعَةِ وَالْإِمَامَةِ، بَاب وُجُوبِ صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

اما هیچ عاقلى از روایات پیشین بر سوزاندن قریش و متخلفان از نماز جماعت توسط پیامبر اسلام (ص) استدلال نمى ‌نماید، و مى‌‌داند که منظور پیامبر (ص) اهمیت دعوت به مسأله‌ى توحید و نماز با جماعت بوده است؛ لذا تأکید و تصریح به سوزاندن خانه‌ى حضرت زهرا (رضى الله عنها) توسط عمر فاروق به دور از انصاف و از روى تعصب است.

نقد و بررسی:

قیاس این دو تهدید با یكدیگر، قیاس مع الفارق است؛ چرا كه بین تهدید به آتش زدن بیت فاطمه با تهدیدى كه از رسول خدا درباره متخلفان از نماز جماعت نقل شده است، هیچ گونه شباهتى وجو ندارد؛ زیرا:

اولاً: این روایت در كتاب‌هاى شما آمده است و شما باید به چیزى استدلال كنید كه نزد ما حجت باشد؛

ثانیاً: نمى‌توان مدلول آن را پذیرفت؛ چرا كه از اخلاق نیك پیامبر بعید است كه به خاطر یك عمل مستحبى و نه واجب، مردم را تهدید به آتش زدن نماید. هنگامى كه خداوند چنین تهدیدى نكرده است، آیا پیامبر مى‌تواند مردم را فقط به خاطر عدم شركت در نماز جماعت تهدید به آتش زدن نماید؟ استحباب عمل با تهدید به آتش زدن در تضاد و با اصل شریعت سازگارى ندارد.

ثالثاً: طبق نقل طبرى و ابن أبى شیبه، عمر قسم مى‌خورد كه اگر اجتماع كنندگان در خانه امیرمؤمنان علیه السلام براى بیعت با ابوبكر بیرون نیایند، خانه را با اهلش به آتش خواهد كشید و حضرت زهرا سلام الله علیها نیز سخن عمر را براى امیرمؤمنان علیه السلام و زبیر یادآور شده و به خداوند سوگند مى‌خورد كه عمر به قسم خود وفا خواهد كرد:

وَایْمُ اللَّهِ مَا ذَاكَ بِمَانِعِیَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَكِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ یُحْرَقَ عَلیْهِمُ الْبَیتُُ، قَالَ فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاؤُوهَا فَقَالَتْ: تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِی وَقَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَیَحْرِقَنَّ عَلَیكُمُ الْبَیْتَ، وَایْمُ اللَّهِ لَیُمْضِیَنَّ مَا حَلَفَ عَلَیْهِ.

به خدا سوگند، گردآمدن این افراد در خانه تو مانع از آتش زدن خانه نخواهد شد. هنگامى كه عمر رفت، علی (ع) و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامى پیامبر به علی و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى‌دهد!.

إبن أبی شیبة الكوفی، أبو بكر عبد الله بن محمد (متوفای235 هـ)، الكتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج 7، ص 432، ح37045، کتاب المغازی، باب ما جاء فی خلافة ابی بکر وسیرته فی الرده، تحقیق: كمال یوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

و از طرف دیگر این مطلب قطعى است كه امیرمؤمنان علیه السلام به تهدید‌هاى عمر توجهى نكرد و حاضر به بیعت نشد.

محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَكْرٍ فِى ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ، وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِىِّ، صلى الله علیه وسلم، سِتَّةَ أَشْهُرٍ... وَلَمْ یَكُنْ یُبَایِعُ تِلْكَ الأَشْهُر.

حضرت فاطمه سلام الله علیها بر ابوبكر غضب نمود، با وى قهر كرد و با او سخنى نگفت تا از دنیا رفت، آن حضرت پس از پیامبر (ص) شش ماه زندگى كرد... و علی (ع) در این شش ماه با ابوبكر بیعت نكرد.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح 3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 – 1987.

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج 3، ص 1380، ح 1759، کتاب الجهاد والسیر، باب قول النبی لانورث، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

بنابراین سوگند عمر كه اگر بیعت نكنید خانه را به آتش خواهم كشید موضوعى قطعى و یقینى است و از طرفى امیرمؤمنان علیه السلام براى بیعت حاضر نشد؛ پس عمر تهدید خود را عملى كرده و خانه را به آتش كشیده است.

شاهد دیگر این مطلب، روایتى است كه بلاذرى در همین باره نقل مى‌كند:

فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة. فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة: یابن الخطاب! أتراک محرّقا علیّ بابی؟! قال: نعم.

چون علی علیه السلام با ابوبكر بیعت نكرد، عمر با شعله آتش به طرف خانه فاطمه (علیها السلام) رفت. فاطمه (علیها السلام) پشت در خانه آمد و گفت: اى پسر خطّاب! آیا تو مى‌خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ عمر پاسخ داد: آرى!.

البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 252.

رابعاً: همان طور كه گذشت، سوگند یاد كردن عمر كه خانه را با اهلش به آتش خواهد كشید، قطعى است، وچون قسم خورده است، یا مدلول قسم را عملى کرده که حرف شیعه ثابت است و یا عملى نکرده؛ پس لازم بود کفاره حنث قسم بپردازد، آیا شما دلیلى و لو یك روایت ضعیف پیدا مى‌کنید که عمر کفاره شکستن قسم را پرداخته باشد؟

خامساً: ما مى گوئیم عمر تهدیدش را عملى كرد؛ زیرا ابوبكر كه دستور آتش زدن و حمله كردن به خانه وحى را داده بود، در آخر عمرش سخت پشیمان شده بود.

قال أبو بكر رضى الله تعالى عنه: أجل إنی لا آسى على شئ من الدنیا إلاّ على ثلاث فعلتهن وددت أنّى تركتهن وثلاث تركتهن وددت أنى فعلتهن وثلاث وددت أنى سألت عنهن رسول الله صلى الله علیه وسلم فأما الثلاث اللاتی وددت أنى تركتهن فوددت أنى لم أكشف بیت فاطمة عن شئ وإن كانوا قد غلقوه على الحرب....

من به چیزى در دنیا تأسف نمى‌خورم، مگر بر سه چیز كه انجام دادم و سه چیزى كه انجام ندادم و سه چیزى كه كاش از رسول خدا (ص) مى‌پرسیدم: دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمى‌كردم هر چند براى جنگ بسته شده شود....

الطبری، محمد بن جریر (متوفای 310هـ)، تاریخ الطبری، ج 2، ص 353، ناشر: دار الكتب العلمیة – بیروت؛

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 3، ص 118، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

مسعودى شافعى در كتاب اثبات الوصیه تصریح مى‌كند كه عمر خانه را به آتش كشیده است:

فهجموا علیه و أحرقوا بابه و استخرجواه منه كرهاً وضغطوا سیّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.

... پس قصد خانه علی كردند و بر او هجوم آوردند و خانه‌اش را آتش زدند و او را به زور از خانه بیرون آوردند، سرور زنان (فاطمه) را بین دیوار ودر فشار دادند تا فرزندش محسن را سقط كرد.

المسعودی، أبو الحسن على بن الحسین بن على (متوفاى346هـ)، اثبات الوصیه، ص 143.

تاج الدین سبكى نام مسعودى را در زمره عالمان شافعى آورده و او را مورخ، صاحب فتوا و علامه مى‌داند:

على بن الحسین بن على المسعودى صاحب التواریخ كتاب مروج الذهب فى أخبار الدنیا وكتاب ذخائر العلوم وكتاب الاستذكار لما مر من الأعصار وكتاب التاریخ فى أخبار الأمم وكتاب أخبار الخوارج وكتاب المقالات فى أصول الدیانات وكتاب الرسائل وغیر ذلك. قیل إنه من ذریة عبد الله بن مسعود رضى الله عنه أصله من بغداد وأقام بها زمانا وبمصر أكثر وكان أخباریا مفتیا علامة صاحب ملح وغرائب.

علی بن الحسین مسعودی، صاحب كتاب‌هاى تاریخى مروج الذهب... و دیگر كتاب‌ها است. گفته شده كه او از فرزندان عبد الله بن مسعود بوده است، اصالتاً‌ اهل بغداد و زمانى در آن جا و بیشتر در مصر ساكن بوده، او اخباری، داراى فتوا، دانشمند و... بود.

السبكی، تاج الدین بن علی بن عبد الكافی (متوفای771هـ)، طبقات الشافعیة الكبرى، ج 3، ص 456، تحقیق: د. محمود محمد الطناحی د.عبد الفتاح محمد الحلو، ناشر: هجر للطباعة والنشر والتوزیع - 1413هـ، الطبعة: الثانیة.

سادساً: اگر فقط تهدید كرده هم باشد، همین تهدید نیز به تنهایى مى‌تواند مشروعیت خلافت خلفا را زیر سؤال ببرد؛ چرا كه ثابت مى‌كند حضرت زهرا، امیر مؤمنان علیهما السلام و اصحاب آن حضرت با خلافت ابوبكر مخالف بوده‌اند و این مسأله افسانه اجماع بیعت با ابوبكر را زیر سؤال مى‌برد.

نتیجه:

بآ توجه به تصمیم قطعى خلیفه دوم و سوگند‌هایى كه یاد كرده، و از طرف دیگر با توجه به مداركى كه در كتاب‌هاى اهل سنت یافت مى‌شود، عمر بن الخطاب فقط به تهدید كردن بسنده نكرده؛ بلكه آن را عملى نیز كرده است.

 

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)